يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
55
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
روغنى است كه از موم كافورى و روغن كل ساخته باشند و طريق ترتيبش آن است كه يك درم و نيم موم كافورى را در سه درم و نيم روغن كل كه صفش در قرحه الاذن كذشت حل كرده انزروت دو درم و تخم كل يك درم كوفته و پخته اضافه نمايند و غلولها كرده يكيك را بزرده تخم مرغ آلوده سازند و فروبرند و غذا زرده تخم مرغ نيم برشت كنند نشب العظم او الشوك فى الحلق نشب العظم او الشوك فى الحلق يعنى بند شدن استخوان يا خار در كلو رباعيّه چون ريزه استخوان بماند يا خار * در جوف كلوى كس بامر قهار هر لقمه كه بيحد از فرو بردن آن * تشويش رسد مفيد باشد بسيار بلع الابره بلع الابره يعنى فروبردن سوزن علاج اين مرض خاصه ناظم است رباعيه سوزن چون فروبرى و كردى رنجور * تدبير تو تا نباشد از حكمت دور بايد درمى سوده مغناطيست * خوردن ز پى دوا به آب انكور طريق اختيار كردن آب انگور و مغناطيس طريق اختيار كردن آب انگور و مغناطيس آن است كه مغناطيس را كه سنك آهنربا باشد يك درم بكوبند و بهبيزند و صلايه كرده بيك قاشق شراب انكورى آميزند و بناشتا ميل كنند و چون نزديك نيم ساعت